در زیر چند تا از کلمه هایی که فقط مشهدی ها به کار می برند و در جاهای دیگه کشور به کار نمیره میذارم براتون(البته تو بعضی شهرها شاید به کار بره)

نکته جالب اینه که خیلی از مشهدی ها هم نمی دونند که این نوع اصطلاحات رو فقط خودشون به کار می برند و وقتی تو محیط هایی مثل خوابگاه دانشجویی و آسایشگاه سربازی قرار می گیرند متوجه میشوند


میلان : کوچه

پَلَخمون : یک وسیله‌ی وای شکل از چوب که یک کِش یا لاستیک به انتهایش وصل است و با آن می‌توان سنگ پرتاب کرد. ( برای زدنِ گنجشک!)

سَرکُن : مدادتراش

چُغُک : گنجشک

کلپاسه : مارمولک


دِلَنگون : آویزان

موسی کو تقی: قمری

ناخن جله : مشگون

پیشینگ: ریختن ناخواسته مایعات روی لباس

لته : کهنه پارچه

لخه : کهنه شده و پاره (بیشتر درباره کفش به کار می برن)

کغ : کال - میوه نرسیده

نوردبون یا نوردوون : نردبان

آقا میرزا : شوهر خواهر

کلاج : کسی که چشمش چپ است

شرشره : کاغذ کشی

لوخ : چوب حصیر - چوب خشک

جیر دادن : جر زدن

یَره، یره‌گِه : یارو، فلانی (عامیانه خیلی استفاده میشه)

لُکِّه : چیز جمع و جور و مچاله شده، همچنین حالتِ شخصی که چمباتمه زده

خردو : کوچک - کوچولو

فاطمه چسوک : خر چسونه

ورچپه : برعکس

منبع: پاتوق جوانان ایرانی


برچسب ها : زبان مشهدی - فرهنگ لغت مشهدی - فقط در مشهد - دیکشنری مشهدی ها - معنی کلمات مشهدی - لحجه مشهدی - آشنایی با مشهد